تبليغاتX
حسابداری

حسابداری

نقش انتظامی دولت در اقتصاد بازار

درکلیه سیستم های اقتصاد ی نظم بخشی دولتی اقتصاد موجود است  بديهیست که در اقتصاد معاصر بازار آزاد  تنظیم دولتی اقتصاد نسبت به اقتصاد هدایت شونده کمتر است ولی رویهمرفته نقش دولت به مقایسه مرحله رقابت آزاد در آن بزرگ است.

1 – مفهوم تنظیم دولتی اقتصاد.

2 – موضوع تنظیم دولتی اقتصاد.

ماهییت  تنظیم دولتی اقتصاد در شرایط اقتصاد بازار در برگیرنده سیستم تدابیر قانونی ، اداری وکنترولی که توسط ادارات با صلاحیت دولتی ومؤسسات اجتماعی به منظورتآمین توازن وثبات ومساعدت به سیستم موجود اجتماعی –اقتصادی با شرایط در حال تغییر.

موازی با توسعه وتکامل اقتصاد بازار پرابلم های اقتصادی اجتماعی پدید آمد ومشکل وپیچیده گردید که حل آن به شکل اتومات بر اساس مالکیت خصوصی امکان پذیر نبود،ضرورت قابل ملاحظه سرمایه گذاری بوجود آمد که از نظرسرمایه خصوصی کم درامد ویا فاقد درآمد بود اما برای ادامه بازتولید در سطح ملی خیلی ضرورت به آن بود، بحران ساحوی ویامجموع اقتصاد ،بیکاری کتلوی، اختلال در دوران پول،پیچیده شدن رقابت در بازار جهانی نیازمند سیاست اقتصادی ( مداخله مستقیم وغیر مستقیم دولتها در امور اقتصادی به منظور هدایت آن در جهت هدف های کلی تعین شده در چارچوب نظام اقتصادی ) گردید.

مفهوم تئوریک ونظری سیاست اقتصادی گسترده تر ازانتظام اقتصادی است.قسمی که در اغازبربنیاد پرنسیپ  عدم مداخله دولت در حیات اقتصادی (پرنسیپ اقتصادی لیبرال ) مطرح بود اما درشرایط معاصرعدم مداخله دولت در امور اقتصادی دور از تصور است.هنوز مدتهاست که بحث نه در باره ضرورت آن بلکه پیرامون مقیاس،حدود،شدت وجدیت آن جریان دارد.به همین لحاظ اصطلاحات تنظیم  دولتی اقتصادی وسیاست اقتصادی در زمان ما یگانگی وعینیت پیدا میکند.

امکانات عینی وواقعی تنطیم  دولتی اقتصاد با دستآورد معین سطح توسعه اقتصاد،تمرکزتولیدات وسرمایه بوجود آمده است ، ضرورت تبدیل این امکانات به واقعیت ارتباط  به پرابلم های روبه افزایش ومشکلاتی میگیرد که دولت باید به آن  بپردازد. درشرایط معاصرانتظام دولتی اقتصاد بخشی از جریان باز تولید می باشد.که وظایف مختلف را حل می نماید مانند تشویق رشد اقتصادی،نظم اشتغال،پیشرفت در ساختار ساحوی ومنطقوی وحمایت از صادرات. استقامت مشخص،اشکال،حدود تنظیم دولتی اقتصاد معین کننده خصوصیت و نازکی اقتصادی –اجتماعی پرابلم در این ویا آن کشور درمرحله مشخص می باشد.

بنا بر تعدادی دلایل میکانیزم خیلی انکشاف یافته تنطیم دولتی اقتصاد درشماری از کشور های اروپایی غربی جرمنی،فرانسه،هالند، سکاندنوی)، اتریش وهسپانیه، در جاپان ودر یک تعداد کشورهای به سرعت رشد یافته اسیایی و امریکایی لاتین عملی گردیده ودر ایالات متحده امریکا،کنادا واسترالیا تنطیم دولتی اقتصاد ضعیف رشد نموده البته به دلیل اینکه نسبت به کشور های اروپایی ضایعات اجتماعی واثرات ناشی از آن بعد از جنگ جهانی دوم در این کشور ها کمتر بوده ولی به هر حال تنظیم دولتی اقتصاد در این کشور ها رول قابل توجهی بویژه در مرحله بدی وضعیت اقتصاد در نتیجه بلند رفتن شاخص بیکاری وانفلاسیون دارا می باشد.

رول مهم را تنظیم دولتی اقتصاد در کشور های روبه رشد دارد بخصوص کشور های  سوسیالستی سابق که در مرحله گذار از اقتصاد پلانی بر پایه مالکیت دولتی به اقتصاد بازار بر پایه مالکیت خصوصی قرار دارند.

غرض تفهیم میکانیزم تنظیم دولتی اقتصاد لازم است معقولیت خصوصیات عامل (سبجکت )،موضوع (ابجکت )،اهداف،ابزار ویا وسایل،همچنان مراحل تکامل تنظیم دولتی اقتصاد را شرح داد.

عامل(سبجکت) سیاست اقتصادی عبارت حامل ،مظهررومجری منافع اقتصادی است.

حامل منافع اقتصادی عبارت از گروپ های اجتماعی که با داشتن مشخصات معین از هم فرق میشوند. از لحاظ دارایی،عواید، فعالیت،شغل،منافع ساحوی ومنطقوی.اینها عبارت از کارگران وصاحبان کارخانه ها،دهاقین ومالکین زمین، متشبثین کوچک وبزرگ،مدیران وسهمداران، اشخاص دارای شغل آزاد ، مامورین دولت وغیره. هریک از این گروپ ها دارای منافع خود، شرایط اجتماعی – اقتصادی همیطور تعلقیت به این یا آن  منطقه ونوع فعالیت دارند.

نمایندگان هریک از گروپ ها بطور جداگانه علاقمندی خودرا از طریق وسایل ارتباط حمعی، میتینگ،اعتراض وخواسته ها راجع به سیاست های اقتصادی – اجتماعی به ادارات مسئول دولتی ابراز می نمایند.

مظهر(ابرازکننده) منافع اقتصادی :  اتحادیه حاملین منافع اقتصادی در کشور های پیشرفته اقتصاد بازاردر شوراها وانجمن های متعدد:اتحادیه کارگری،تجاری،متشبثین،محصلین،دهاقین،کمیشن کاران وغیره.بعضی از این اتحادیه ها دارای ملیونها عضو می باشد مانند اتحادیه کارکران،دیگری با قراردادن سرمایه رول بزرگ را در اقتصاد بازی می کند نطیر اتحادبه  متشبثین، ادارات بانکی،اتاقهای تجارت.همچنان اتحادیه های کوچک وکمتر محسوس مثل  انجمن های شخصیتهای فزیکی وحقوقی علاقمند به خصوصی سازی قطعات مشخص زمین متعلق به شهرداریها، این نوع اتحادیه ها نیز مظهر منافع (علاقمند) اقتصادی بحساب می آید.

اتحادیه های کارگری ومتشبثین قویترین مظهر اقتصادی  بوده، انها طرح سیاست اقتصادی-اجتماعی خویش را ترتیب وتلاش می نمایند تا  حد اکثربه سیاست اقتصادی دولت تآثیر وارد نمایند.

توصیه ها،مشوره ها،یادداشتهای کانال های مختلف ابراز کننده این  منافع (علاقمندی)اقتصادی  به ارگان دولتی تنظیم کننده اقتصاد میباشد.واین دومین خط ارتباط دلچسپی اقتصادی با تنظیم دولتی اقتصاد است.

مظهر اجتماعی-اقتصادی ،سیاسی،مذهبی، فرهنگی ،ایکولوژیکی ومنافع ویژه منطقوی عبارت از احزاب سیاسی می باشد.احزاب رابطه محکم با حامل ومظهر منافع اقتصادی دارد.در تمام جهان احزاب سوسیال دموکرات قویآ به اتحادیه های کارگری واحزاب محافظه کار،دموکرات مسحی ولبرال با اتحادیه های متشبثیسن مرتبط است.

مجری منافع اقتصادی –اجرای برنامه سیاست اقتصادی دولت در زندگی،  عامل تنظیم دولتی اقتصاد میباشد – مجری منافع اقتصادی. واین مهم، سومین خط تشکیل دهنده منافع اقتصادی در سیاست اقتصادی است.

مجری منافع اقتصادی- عامل تنظیم دولتی اقتصاد-عبارت ازبخش های سه گانه دولت در دولت های بنیاد شده بر اصل سلسله مراتب وهمچنان بانک  مرکزی ملی.دردولتهای با ساختار نظام فیدرال ( امریکا، کانادا،هند،جرمنی،هسپانیا، برازیل، مالیزیا وغیره.) پارلمان های فیدرال ومحلی وحکومات در مطابقت به حمایت ازمنافع عمومی دولت ومنافع اقتصادی محلی می باشد..

2- موضوع واهداف انتظام دولتی اقتصادی-موضوع انتظام دولتی اقتصاد عبارت از: عرصه ها، ساحه ها،مناطق وهمینطور شرایط، پدیده ها وشرایط اجتماعی-اقتصادی زندگی کشور جائیکه مشکلات بروز کرده ویا ممکن است بروز نماید وبه طور اتومات قابل حل نبوده ویا در اینده دورقابل حل میباشد ولی رفع این مشکل تا آنزمان  غرض ادامه نورمال فعالیت اقتصادی وثبات اجتماعی خیلی جدی مطرح میباشد.

موضوعات اساسی تنظیم دولتی اقتصاد عبارتند از:

- دور(سیکل) اقتصادی؛

- ساختار سکتوری، ساحوی ومنطقوی اقتصاد؛

- شرایط اندوخت (تجمع) سرمایه؛

- اشتغال؛

- دوران پول؛

- بیلانس تادیات؛

- قیمت؛

- پروژه یا کارهای علمی –پژوهشی وتجربی ودیزاین؛

- وضعیت رقابت؛

- منسبات اجتماعی از جمله مناسبات میان کارگر وکارفرما وتآمینات اجتماعی؛

- تربیه وتربیه مجدد کادر؛

- محیط زیست؛

- روابط اقتصادی خارجی.

طوریکه دیده میشود موضوعات نامبرده  دارای خصویات گوناگون بوده وانها در بر گیرنده پروسه های مکروایکونومی – دور اقتصادی، تجمع (اندوخت) سرمایه در مقیاس کشور، ساحه های جداگانه،کمپلکس های مناطق جغرافیایی وحتا مناسبات بین سوبجکت ها- وضعیت رقابت ، روابط بین اتحادیه کارگران واتحادیه متشبثین، میان ادارات تنظیم کننده دولتی میباشد.در زیر به اهم آن توجه می نمایم:

- دور یا سیکل : فراز ونشیب فعالیت فعالیت اقتصادی،مفهوم دور یا سیکل تدریجآ از مطالعات بازار واز تحلیل بحران های اقتصادی ببار آمده است.

دور شامل چهار فازاست : فاز اول رونق (اکپنشن) به تدریج تنشهای را که حامل فاز دوم  بحران (کریزس) است بروز میدهد؛بحران یا برگشت تقریبآ ناگهانی وشدید شرایط اقتصادی شناخته میشود؛ فاز سوم رکود ( رسیسشن) از اثرات بحران ظاهر می شود وادامه پیدا می کند تا لحظه ای که فاز چهارم از سرگیری (رپرس) فعالیت اقتصادی است که با آن دور گذشته بسته شده ودور بعدی آغاز می شود.

منظور از سیاست ضد دور (سیکل)، یا تنظیم وضعییت اقتصادی، این است که در هنگام بحران ها ( کریزس یا بحران اقتصادی : گسیختگی تعادل میان عرضه وتقاضای کالا وخدمات ، که مولد فرایند رکود وضعییت اقتصادی است. در معنای عام بحران عبارتست از حالت رکود عام یا خاص در شاخه ای از فعالیت اقتصادی یا یک منطقه جغرافیایی،در معنای خاص بحران عبارتست ازفرایند برگشت ناگهانی وضعییت اقتصادی که در دور (سیکل) اقتصادی، فاز رکود را  جانشین فاز رونق می کند.) و دیپرشن ( کساد حاد) تقاضا به کالا وخدمات  ، سرمایه گذاری .اشتغال را تشویق نماید

در این حالت به سرمایه خصوصی امتیازات اضافی مالی پیشنهاد میشود،مصارف وسرمایه گذاری دولت  افزایش میابد.در شرایط طولانی ومتلاطم خیزش یا جهش اقتصاد (مرحله از یک اقتصاد است که طی ان عوامل مقاوم وبازدارنده سرانجام مغلوب نیرو های توسعه می کردند.) در کشورممکن پدیده های خطرناک – کمبود ذخایرکالا،رشد واردات و خرابی بیلانس تادیات  ، افزایش تقاضا نسبت  به عرضه نیروی کاروازاینجا  رشد بی اساس مزد کار وقیمت بروزکند.ودر این حالت وظیفه تنظیم دولتی اقتصاد است که جلو پیشرفت تقاضا ، سرمایه گذاری وتولیدات را بگیرد تا حد امکان کاهش در بازتولید کالا واندوخت مجدد سرمایه  بوجود امده وبه  همین ترتیب تقلیل درعمق وتداوم احتمالی  رکود تولیدات، سرمایه گذاری واشتغال پدید اورد.

- تنظیم دولتی اقتصاد در ساحه ،رشته وساختار های مناطق جغرافیایی همچنان به کمک تشویق مالی دولت وسرمایه گذاری دولتی که بتواند شرایط امتیازی عرصه های جداگانه ومناطق را تآمین نماید دریک حالت  کمک به ساحه ها و واحد های منطقوی نشان داده میشود که در شرایط تداوم بحران قرار دارند؛ ودر حالت دیگر گسترش  رشته جدید در شکل تولید- حامل پیشرفت علمی وتخنیکی، قادر به اوردن تغیرات  مترقی ساختاری در داخل ساحه ها وبین ساحوی و در تمام اقتصاد ملی کشور،وافزایش مؤثریت وقابلیت رقابتی آن. و در عین زمان میتوان تدابیری را مبنی بر توقف از اندازه زیاد تمرکز تولیدات اتخاذ نمود.

- تنظیم دولتی اقتصاد دراندوخت (تجمع) سرمایه.

 تجمع سرمایه یکی از موضوعات مهم تنظیم دولتی اقتصاد محسوب می شود.تولید ،کسب وبه سرمایه تبدیل نمودن مفاد هدف همیشگی فعالیتهای اقتصادی در  اقتصاد بازار بوده، بهمین جهت سیاست اقتصادی دولت مبنی بر تشویق اندوخت  در گام نخست در مطابقت به منافع عوامل اقتصاد می باشد. همزمان تنظیم دولتی اقتصادی اندوخت زمینه ساز دیگر بخش های موضوع تنظیم دولتی اقتصاد را مهیا میسازد. امکانات وتشویقات اضافی را در زمان های مختلف برای تمامی علاقمندان ویا گروپ های جداگانه ان درساحه ومناطق جغرافیایی، وتآثر گذاری ارگان های تنظیم کننده به دور(سیکل) اقتصادی وساختار آن بوجود می آورد. 

تنظیم اشتغال- این عبارت از  حفظ تناسب نورمال عرضه وتقاضا نیروی کار از منظر اقتصاد بازار می باشد.واین تناسب باید جوابگوی نیازمندی اقتصاد به تخصص ودسپلین کارگران، مزد کار که به انها اختصاص داده شده به شکل کافی اسباب رضایت به کارباشد البته  تناسب بین عرضه وتقاضا نباید منجربه افزایش مزد کارگردد وتآثرمنفی بیش ازحد به قابلیت رقابتی ملی رساند.کاهش  ناخواسته وسریع اشتغال باعث افزایش اردوی بیکاران،کاهش تقاضای مستهلک، در امد مالیاتی، افزایش مصارف به نگهداری آن،ازهمه مهم خطر ناک به عواقب ناشی از آن  میباشد.

- تنظیم دوران پول – دوران پول موضوع دوامدار مورد توجه تنظیم دولتی اقتصاد بوده.                          .استقامت اساسی کنترول وتنظیم پول همانا مبارزه با انفلاسیون است که خطر جدی را متوجه اقتصاد می سازد.کنترول گردش پول تآثر مهم بالا دیگر موضوعات تنظیم دولتی اقتصاد-سرایط اندوخت،قیمت ومناسبات اجتماعی می گذارد.

- وضعییت بیلانس تادیات –عبارت ازشاخص عینیی سلامتی اقتصاد است. در تمام کشور های دارای اقتصاد بازار دولت  همواره  کنترول اوپراتیوی واستراتیژیک را از نیلانس تادیات بوسیله تآثیر گذاری در صادرات و واردات،حرکت سرمایه، ترقی وتنزل اسعار ملی، سیاست عقد قرارداد تجارتی وشرکت در انتیگراسین بین اللملی اقتصادی بعمل می آورد.

قیمت موضوع دیگر تنظیم دولتی میباشد. دینامیک وساختار قیمت بازتابدهنده وضییعت اقتصادی است.ودر عین زمان خود قیمت قویآ بالای ساختار اقتصاد، شرایط سرمایه گذاری ،ثبات اسعار ملی .فضای اجتماعی تآثیر دارد. که دولت باید عوامل افزایش وکاهش  انرا تحت نظر داشته باشد.

-مقامات تنظیم دولتی  همچنان سعی میدارند تا در دیگر موضوعات تنظیم دولتی اقتصاد چون: تشویق شرکت های خصوصی  در انکشاف علمی-تحقیقاتی وتطبیق نتایج آن در صادرات کالا، سرمایه وتجمع مغز های متفکر وتجارب. آموزش وتکمیل قوانین مبنی بر رعایت رقابت، دفاع اجتماعی و حفظ محیط زیست.

موضوعات تنظیم دولتی اقتصاد  وابسته از سطح حل وظایف ان  تفکیک وطبقبندی میگردد وسلسله مراتب اتی را اختیار میکند:

سطح شرکت، منطقه،ساحه، سکتور اقتصای (صنایع،زراعت،خدمات)،اقتصاد در مجموع(سیکل اقتصادی،گردش پول،کارهای علنی-پژوهشی،تجربی ودیزاین،قیمت)، گلوبال ( مناسبات اجتماعی وایکولوژی)،ملی(مناسبات اقتصادی-سیاسی باکشور های خارجی وپروسه های بین اللملی.

هدف تنظیم دولتی اقتصاد- هدف اساسی تنظیم دولتی اقتصاد عبارت ازتوازن اقتصادی واجتماعی وتحکیم ساختار وترتیبات داخلی خارجی کشور وتلفیق ان با تغیر شرایط.

وسایل ( ابزار) تنظیم دولتی اقتصاد- وسایل نظم بخشی دولتی اقتصاد شامل بخشی اداری واقتصادی میگردد.

- بخش اداری  تشویقات اضافی مادی وفشار مالی را ایجاب  ننموده ودر برگیرنده تدابیر مجاز،ممنوع وفشار می باشد.

مثال: دولت فرانسه اعمار کارخانه های صنعتی در حومه شهر پاریس را ممنوع ساخت وغرض تآمین این هدف مالیه از کارخانه های جدید را افزایش نداد وبه این شیوه اعطای جواز به ساختمان صنعتی جدید را قطع نمود این یک تدبیر اقتصادی است.

دولت هالند اجازه داد تا از بندر نظامی بحری سابق  بحیث بندر تجاتی ومسافربری استفاده گردد وبه این طریق فضای جدید سرمایه گذاری را ایجاد ودر نتیجه ان در ساحه بندر فعالیت های اقتصادی افزایش یافت.

باید گفت که کشور های پیشرفته اقتصادبازار تنظیم دولتی را وسیعآ استفاده می نمایند.

وسایل اقتصادی:- عبارت از وسایل  پولی-کریدتی  وبودجوی می باشد. ابزار کامل و مستقل تنظیم دولتی اقتصاد(  وهمزمان موضوع آن ) عبارت از سکتور دولتی در اقتصاد است. شکل عالی تنظیم دولت اقتصاد عبارت از برنامه اقتصادی دولت مشتمل بر اهداف گوناکون وتمام ابزار نظم بخشی اقتصادی میباشد.در زیر به سکتور وبرنامه اقتصادی دولتی اشاره میکنیم.

الف – کنترول صورت حسابات  ( سیاست دیسکونت /نرخ تنزیل وتخفیف/ که از جانب بانک مرکزی صورت میگیرد.

ب- تعین وتغیراندازه  ذخایر (ریزرف) حد اقل که انستیتوت ها مالی مکلف به نگهداری ان در بانک مرکزی میباشد.

ت- عملیات ادارت دولتی در بازار اوراق بهادار مانند انتشار تعهدات دولتی، تجارت ویا جبران آن.

بوسیله این ابزار دولت میکوشد تناسب در عرضه وتقاضا را در بازار مالی ( بازار سرمایه قرضوی) برحسب دلخواه خود تغییر دهد.

کنترول مستقیم اقتصادی دولت بوسیله سیاست بودجوی صورت می پذیرد. وبودجه دولتی عبارت از عواید ومصارف حکومت مرکزی ومحلی می باشد. ومالیات ابزاراساسی تجهیز وسایل مالی غرض جبران مصارف  می باشد. وان وسیعآ غر تآثیر رسانی بر فعالیتهای عوامل اقتصادی بکاربرده میشود. دولت از رول کنترولی مالیه در نظم بخشی اقتصاد استفاده نموده وبه کمک ان سطح جمع اوری، بلندی نرخ مالیه ونوع واندازه معافیت وامتیاز های مالیاتی را مشخص می سازد. مالیه  رول دوگانه را درتنظیم دولتی اقتصاد بازی میکند از یکطرف ان منبع اساسی تمویل مصارف دولتی واساس مادی  سیاست بودجوی و از جانب دیگر اسباب کنترولی است.

 

نتیجه

طوریکه تجربه نشان داد بازارنا وابسته از خصلت بیباکانه اش دارایی قابلیت خوب میکانیزم حل مسایل زیاد  اقتصادی جامعه  به ویژه در بخش میکروایکونومی (اقتصاد کوچک) می باشد.ولی هرگز  رولی را که دولت میتواند در حل مسایل اقتصادی بازی کند رد نمیکند.زیرا عدم موفقییت وناتوانی بازار در برخی از مسایل اقتصادی به وضاحت مشاهده شده که مداخله ونقش کنترولی دولت را درحل انها توجیه میکند مانند هموارسازی وتوازن اهتزازات (تحول وتنزل) دربخش مکروایکونومی ( اقتصاد بزرگ).

ازجانب دیگر فعالیت نورمال میکانیزم بازارنیز نیازمند مصؤنیت وامنیت اقتصادی میباشد که این امر وظایف سنگینی را به دوش دولت میگذارد و دولت این کار از طریق اجرای تدابیر حقوقی وقانونی به منصه عمل قرار میدهد طور مثال با وضع  قوانین در رابط به   مالکیت مادی ومعنوی ، ضد انحصارات ، جلوگیری از آلودگی محیط زیست، هوای پاک ، آب پاک ، محدویت سروصدا ، قوانین جزایی ، تحصلات ، صحت عامه وعرصه های مختلف خدمات ورفاه عامه ، فعالیتهای عرصه بانکی  ودیگر بخشهای اقتصادی ،شرایط مصؤن را غرض استفاده از مالکیت وبکارگیری وشگوفایی استعداد ها مساعد ساخته وجلو هرگونه محدویت ورقابت ناسالم ودور از وجدان  ،دزدی ،تهدید وقتل را گرفته وسطح اگاهی وعلمی ودر نهایت صحت وسلامتی روانی وفزیکی تآمین مینماید و از این تدابیر نه تنها استفاده کننده عرصه خاص برنده بوده  بلکه اجتماع در مجموع برنده میباشد زیرا به هر اندازه که جمعییت بیشتر صحتمند ،دانش آموخته وبا فرهنگ باشد به همان اندازه زمینه های مساعد غرض پیشرفت وتکامل می باشد.

در فرجام باید گفت که بر خلاف نظریه لبرال ( آزادی کامل میکانیزم عمل  بازار) مداخله دولت در نظم بخشی اقتصاد امر اجتناب ناپذیر است البته سحطح ، حدود وامکانات ان از یک کشور تا کشور دیگر فرق دارد وآزادی اقتصادی یک مفهوم نسبی است، مداخله دولت در امور اقتصادی به عنوان دفاع از حقوق جامعه آزادی عمل فرد را محدود میکند ولی آن آزادی های را که عامل های اقتصادی از دست مبدهند سعی می شود با افزایش امنیت اقتصادی جبران شود. بنآ مدل ایدیال ساختار اقتصادی جامعه خواهان استفاده از میکانیزم  تنظیم واداره دولت درحل مسایل اقتصادی می باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:6  توسط مرتضی نعیمی   | 

رشته حسابداری

هدف :

حسابداري يك سيستم است كه در آن فرآيند جمع‌آوري، طبقه‌بندي ، ثبت، خلاصه كردن اطلاعات و تهيه گزارشهاي مالي و صورتهاي حسابداري در شكل‌ها و مدلهاي خاص انجام مي‌گيرد. تا افراد ذي‌نفع درون سازماني مثل مديران سازمان و يا برون‌سازماني مثل بانك‌ها، مجمع عمومي سازمان مورد نظر و يا مقامات مالياتي بتوانند از اين اطلاعات استفاده كنند. به همين دليل فردي كه تحصيلات دانشگاهي ندارد، بيشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا كه گزارشهاي اين دسته از افراد مطابق استاندارد نيست و پردازش كافي نمي‌شود و بيشتر تراز حسابها مي‌باشد. براي مثال يك حسابدار تجربي نمي‌تواند براحتي بين دارايي كوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قائل شود و يا نمي‌داند كه چگونه بايد معاملات ارزي را در دفاتر ثبت كرد.

حسابداري به عنوان يك نظام پردازش اطلاعات، داده‌هاي خام مالي را دريافت نموده، آنها را به نظم در مي‌آورد.

محصول نهايي نظام حسابداري گزارش‌ها و صورت‌هاي مالي است كه مبناي تصميم‌گيري اشخاص ذي‌نفع (مديران ، سرمايه‌گذاران ، دولت و ...) قرار مي‌گيرد.

ماهيت :

يك حسابدار متخصص، در آينده مي‌تواند مدير مالي يك سازمان يا شركت گردد يعني مي‌تواند به مديريت يك شركت ايده بدهد كه منابع موجودش را در چه راههايي سرمايه‌گذاري نمايد تا استفاده بهينه كند و يا اگر شركت به منابع مالي جديد نياز داشت يك مدير مالي بر اساس دانش آكادميك خود مي‌تواند بگويد كه از چه طريقي بايد تامين مالي كرد. و مجموع اين فعاليت‌ها خارج از توانايي يك حسابدار تجربي است.

«حسابداري يك سيستم اطلاعاتي است كه با فراهم‌كردن اطلاعات لازم كمك مي‌كند تا سرمايه‌گذارها، اعتبار دهندگان، مديران و دولت نسبت به مسائل اقتصادي بهتر بتوانند، تصميم‌ بگيرند. براي مثال اگر شخصي بخواهد در يك شركتي سرمايه‌گذاري كند، تمايل دارد كه وضعيت مالي آن شركت و يا نتايج عمليات آن شركت را در طي سالهاي قبل بداند. موضوعاتي كه به صورت گزارشهاي مالي توسط حسابداران تهيه مي‌شود.

«حسابداري به منظور جوابگويي به نيازهاي انسان به وجود آمده است. به همين دليل با گذشت زمان و به موازات گسترش فعاليت‌هاي اقتصادي و افزايش پيچيدگي آن ،‌ هدفها و روشهاي حسابداري براي جوابگويي به نيازهاي اطلاعاتي، توسعه يافته است. چرا كه اشخاص، شركت‌ها و دولت براي تصميم‌گيري در مورد توزيع مناسب منابع مالي نياز به اطلاعاتي قابل اتكا دارند كه اين اطلاعات را به ياري حسابداري مي‌توان به دست آورد. از سوي ديگر انجام سرمايه‌گذاري يكي از مواد ضروري و اساسي در فرآيند رشد و توسعه اقتصادي كشور است و سرمايه‌گذاران نيز از بعد عرضه سرمايه، تا حد امكان سعي دارند منابع مالي خودرا به سويي سوق دهند كه كمترين ريسك و بيشترين بازده را داشته باشد. يعني به دنبال برآورد ريسك سرمايه‌گذاري‌ها خواهند بود. اين در حالي است كه يكي از مباني اساسي براي محاسبه ريسك بازار شركت‌ها ، استفاده از اطلاعات توليد شده توسط سيستم حسابداي است.

رشته حسابداري از جمله رشته‌هايي است كه از داوطلبان هر سه گروه آزمايشي رياضي و فني ، علوم تجربي و علوم انساني دانشجو مي‌پذيرد.

آينده شغلي ، بازار كار ، درآمد:

به نظر مي‌رسد فارغ‌التحصيلان دوره‌هاي تحصيلات تكميلي اين رشته، آمادگي و پختگي بيشتري براي حضور در بازار كار دارند.

نتيجه يكي از تحقيقات دانشگاه «كلمبيا» مبني بر اين بود كه از از دهه 70 به بعد همه شركتهاي موفق، شركتهايي بوده‌اند كه مدير آنها تحصيلات مالي داشته است. چون از اين دهه به بعد اطلاعات نقش مهمي پيدا كرده است و مهمترين اطلاعات نيز، اطلاعات مالي است كه تاثير بسياري در تصميم‌گيري روساي شركت‌ها دارد.

«فرصت‌هاي شغلي يك حسابدار بسيار گسترده است و از پايين‌ترين سطح تا بالاترين سطح را در بر مي‌گيرد. و با وجود اين كه در دانشگاههاي مختلف كشور اعم از دولتي ، غيرانتفاعي و آزاد، دانشجويان بسياري در رشته حسابداري تدريس مي‌كنند اما تعداد فارغ‌التحصيلان بيكار اين رشته از بيشتر رشته‌ها كمتر است. چون از يك موسسه كوچك گرفته تا بزرگترين كارخانه‌هاي كشور حداقل براي تهيه اظهارنامه مالياتي به حسابدار نيازمند هستند.

همچنين دانش حسابداري در بخش ماليات كاربرد وسيعي دارد. چون محاسبه سود به ياري حسابداري امكان‌پذير است و تعيين مقدار سود نيز مبناي محاسبه ماليات شركتها اعم از دولتي و خصوصي مي‌باشد.

فارغ‌التحصيلان اين رشته پس از اتمام تحصيل مي‌توانند در سطوح مختلف و شاخه‌هاي متفاوت عهده‌دار انجام امور مالي گردند كه شرح آن چنين است:

الف) حسابداري

فارغ‌التحصيلان مي‌توانند در كليه موسسات و واحدهاي تجاري، اعم از دولتي يا خصوصي به عنوان حسابدار در شاخه‌هاي زير مشغول كار شوند:

حسابداري مالي: در كليه شركتها و موسسات تجاري و غيرانتفاعي.

حسابداري صنعتي : در كليه واحدهاي صنعتي و شركتهاي توليدي.

حسابداري دولتي : در كليه سازمانها و ادارات دولتي به عنوان حسابدار يا عامل ذيحساب.

حسابداري مالياتي : در ادارات دارايي.

حسابداري بيمه : در موسسات بيمه .

حسابداري بانكها : در شعبه‌ها و سرپرستي بانكها .

حسابداران پس از مدتي اشتغال به كار حسابداري مي‌توانند در سمت مديريت مالي واحدهاي تجاري ، ايفاي نقش نمايند.

ب ) حسابرسي

فارغ‌التحصيلان رشته حسابداري قادرند با توجه به شاخه‌هاي حسابداري در بند الف در حرفه حسابرسي شاغل شوند. شاغلان حرفه حسابرسي در يك تقسيم‌بندي كلي به دو گروه اصلي تفكيك مي‌شوند :

حسابرسان داخلي : اين گروه از حسابرسان ، كارمند واحد مورد رسيدگي هستند، و در واقع رابط ميان هيات مديره و شركت بوده و گزارش رسيدگي خود را به طور هفتگي ، ماهانه يا سالانه به مديرعامل و هيات مديره ارائه مي‌دهند . اين گروه از حسابرسان عمليات داخل واحد تجاري را رسيدگي مي‌كنند.

حسابرسان مستقل: اين گروه از حسابرسان، افرادي هستند كه در موسسات حسابرسي مشغول كار هستند و بر اساس قرارداد ميان شركتها يا سازمانها با اين موسسات، عمليات حسابداري و مالي واحد تجاري را بر اساس اصول و موازين حسابداري مورد رسيدگي قرار مي‌دهند و گزارش خود را به مجمع عمومي صاحبان سهام ارائه مي‌كنند. در واقع حسابرسان مستقل رابط ميان صاحبان شركت و هيات مديره شركت مي‌باشند.

در حال حاضر در ايران ، سازمان حسابرسي به عنوان يك سازمان دولتي ، بزرگترين موسسه حسابرسي است و در كنار آن ساير موسسات حسابرسي دولتي و خصوصي مشغول فعاليت مي‌باشند.

توانايي‌هاي مورد نياز و قابل توصيه:

داشتن شم رياضي در رشته حسابداري از اهميت بسياري برخوردار است. به همين دليل دانش‌آموزان رشته رياضي در اين رشته موفقتر هستند. البته اين بدان معنا نيست كه دانش‌آموزان رشته علوم انساني قادر به ادامه تحصيل در رشته حسابداري نيستند بلكه بايد تلاش كنند تا از دانش رياضي خوب و يا حداقل متوسطي برخوردار باشند.

همچنين يك حسابدار بايد بتواند بخوبي گزارش كارهاي خود را ارائه دهد. بنابراين بايد در ادبيات فارسي مسلط بوده و نگارش خوبي داشته باشد. اين ويژگي بخصوص در سطوح بالاتر اين رشته يعني حسابرسي و مديريت مالي اهميت بسياري دارد.

در آزمون هر سه گروه آزمايشي درس رياضي به عنوان مهمترين درس اين رشته ضريب 4 دارد.

دانشجوي حسابداري بايد صادق و رازدار باشد چون در آينده تمام اسناد و مدارك يك سازمان را در اختيار دارد و اگر فرد رازدار و در كل با اخلاقي نباشد لطمات زيادي به آن شركت و در نهايت به جامعه وارد مي‌آورد. اين مساله بخصوص در حسابرسي اهميت بيشتري دارد زيرا اگر يك حسابرس كه وظيفه بررسي گزارشات مالي يك سازمان و تاييد صحت و سقم آن را بر عهده دارد، درستكار نبوده و يا شهامت ابراز مشكلات را نداشته باشد، مي‌تواند به نابساماني‌هاي اداري و مالي يك جامعه دامن بزند.

و بالاخره يك حسابدار براي موفقيت در اين دنياي پر از رقابت و تغيير و تحول بايد خلاق، مبتكر، صبور و منضبط باشد.

علاقه به امور مالي و تجزيه و تحليل‌هاي آن، عامل موفقيت دانشجوي حسابداري است.

وضعيت ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر:

تا مقطع دكترا امكان ادامه تحصيل وجود دارد.

نظر يك فارغ‌التحصيل مشغول به كار در اين رشته :

دانشجوي اين رشته بايد تحمل ساعتها كار در پشت يك ميز و صندلي و سرو كار داشتن با اعداد و ارقام را داشته باشد. همچنين بايد دقيق و منظم باشد تا در جمع‌بندي اعداد و ارقام دچار مشكل نگردد.»

وضعيت نياز كشور به اين رشته در حال حاضر:

آموزش حسابداران و شركت موثر آنها در فراهم‌آوري اطلاعات مالي دقيق و قابل اعتماد، و تجزيه و تحليل اين اطلاعات براي توسعه پايدار در كشور در حال توسعه‌اي مانند ايران اهميت فراواني دارد. چرا كه وجود اطلاعات دقيق، اعتماد برانگيز، بموقع و مربوط به فعاليت‌هاي اقتصادي، نه تنها لازم بلكه حياتي است. علاوه بر اين اطلاعات مالي حاصل از فعاليت‌هاي اقتصادي كه بوسيله نظام‌هاي حسابداري گزارش مي‌شود، مي‌تواند از انحراف مسير پيش‌بيني شده ، اتلاف منابع اقتصادي و اخلال در برنامه‌هاي توسعه اقتصادي جلوگيري كند.

دكتر ثقفي نيز در اين باره مي‌گويد:« چون اين رشته فقط به كلاس و معلم نياز دارد متاسفانه در سالهاي اخير، بسياري از شهرهاي دورافتاده كه حتي يك حسابدار مجرب و متخصص ندارد، رشته حسابداري را با استفاده از اساتيد كم‌تجربه دائر كرده است و در نتيجه فارغ‌التحصيلان دانشگاههاي فوق حسابداراني ناكارآمد هستند كه نمي‌توانند، جذب بازار كار شوند. البته آنچه گفته شد شامل حال فارغ‌التحصيلان توانمند اين رشته نمي‌شود چون هر فرد سرمايه‌گذار و هر موسسه اعتباري براي سرمايه‌گذاري يا اعتبار دادن به حسابدار نياز دارد. »

نكات تكميلي :

چند سال پيش وقتي كه آقاي . ت رياست يكي از كارخانه‌هاي ايران را بر عهده گرفت با اخم‌هاي در هم و چهره‌هاي عبوس كارگراني روبرو شد كه 6 ماه بود حقوق نگرفته بودند و اميد چنداني نيز به رئيس جديد نداشتند. اما رئيس جديد كه فارغ‌التحصيل رشته حسابداري بود با مديريت قوي و درست خويش نه تنها كارخانه مورد نظر را از ورشكستگي نجات داد بلكه امروزه اين كارخانه يكي از بهترين كارخانه‌هاي كشور است كه محصولات آن به خارج از كشور صادر مي‌گردد و در حال حاضر نيز نحوه كار رئيس ياد شده به عنوان يك شيوه نوين در دانشگاهها تدريس مي‌شود.

آنچه خوانديد سرگذشت واقعي يكي از كارخانه‌هاي كشور است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 16:7  توسط مرتضی نعیمی   | 

خدمات مالی اداری وحسابداری

مشاوره مالیاتی:
1) )ارائه مشاوره و راهکارهای مالیاتی،
2)
)تهیه و تکمیل اظهارنامه های مالیاتی،
3)
)تهیه لوایح و دفاعیه های مالیاتی و حضور درهیات های حل اختلاف مالیاتی

عملیات حسابداری:
(1
) انجام کلیه عملیات مالی و حسابداری شرکتها و موسسات،
(2)
تهیه و تنظیم دفاتر قانونی طبق آیین‌‌نامه تحریر دفاتر،
(3)
ارائه مشاوره مالی،
(4)
تهیه صورتهای مالی اشخاص حقیقی و حقوقی و صورتهای مالی تلفیقی گروه شرکتها طبق ضوابط و استانداردهای ملی،
(5)
تهیه سایر گزارشات مالی و محاسباتی خاص،
6)
)  اجرای عملیات اصلاح حساب و رفع اختلاف 

حساب با سایر شرکتها،
7)
)تهیه آیین‌نامه‌ها و دستورالعملهای مالی و کنترل داخلی،
8)
)تهیه صورتهای مالی و گزارشهای حسابرسی انگلیسی جهت ارائه به شرکتها و مراجع خارجی.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 9:43  توسط مرتضی نعیمی   | 

اصول اقتصاد سیاسی

اصول اقتصاد سیاسی کتابی از جان استوارت میل که در 1848 منتشر شد. نویسنده بر آن بوده که عقاید مخصوص مکتب کلاسیک انگلیس را مورد بررسی قرار دهد؛ با این حال با پرداختن به افکار آدام اسمیت ، دیوید ریکاردو و مالتوس مفهومی گسترده‌تر و جامعه‌شناختی‌تر به اقتصاد داده است. این نکته خود نشان‌دهنده تأثیری است که نویسندگان سوسیالیست مانند سن سیمون، پرودون و فوریه در او داشته‌اند. استوارت میل اگر از دسته اول نظریات آنها در زمینه تولید و مبادلات، و آرای ریکاردو مالتوسی اصل تحصیل بیشترین رضایت با کمترین کوشش، قانون نفع خصوصی، قانون رقابت آزادانه، بازده غیرمتناسب با هزینه، پرداخت کمترین مزد، درآمد املاک، نظریه مبادله آزاد و... را به وام می‌گیرد، با بهره‌گیری از دسته دوم است که برخلاف بینش ریکاردویی به نظریه توزیع خود می‌رسد. میل قاطعانه به مخالفت با مالکیت خصوصی برمی‌خیزد و این تمرکز و انباشت ثروت را ناروا ُو دور از عدالت میداند و به جایی می‌رسد که برای نزدیک شدن به «برابری اولیه» پیشنهاد می‌کند که حق ارث از میان برود. به اعتقاد وی، زمین حاصل کار نیست، بل دهشی است از سوی طبیعت که فرد نمی‌تواند بدون غصب به تصرف درآورد. میل، همچنان که دیدگاه خود را دنبال می‌کند، به بررسی جنبه‌های ایستا و پویای اقتصاد می‌پردازد. این تحلیل او را به صورت‌بندی نظریه «حالت ایست» رهنمون می‌شود که مبتکرانه‌ترین بخش کتاب اوست و به این ترتیب در برابر بینش ریکاردو، درباره دنیایی که فقط بر بازی سود مادی می‌چرخد، دیدگاهی اخلاقی و جامعه‌شناختی عرضه می‌کند. میل به این پرسش که پیشرفتهای صنعتی، جامعه را به سوی کدام هدف نهایی می‌کشد و انسان هنگامی که این پیشرفتها متوقف شود خود را در چه وضعی خواهد یافت، بر پایه نظریه «حالت ایست» پاسخ می‌دهد که در نهایت چیزی جز مرحله آخر، یعنی نتیجه طبیعی «حالت پیشرونده» نیست و برای آن به اینجا می‌کشد که رشد ثروت نامحدود نیست. منتها مؤلف این مرحله را به گونه‌ای نومیدکننده پیش نظر ما مجسم نمی‌سازد. از آنجا که «حالت پیش‌رونده» نمی‌تواند تا ابد ادامه یابد، بشریت هم نمی‌تواند از چنگ فقر حاصل از آن جز از طریق «حالت ایست» رهایی یابد: ایست در تولید، ایست در تولیدمثل. میل خواهان آن بود که «عده نسل آینده درست به اندازه‌ای باشد که برای جانشینی نسل پیشین کفایت کند.» بالاخره، «حالت ایست» در زمینه آنچه به تولید مربوط است باید هدفش عملی ساختن توزیعی عادلانه‌تر در میان طبقات گوناگون اجتماع باشد. از این اثر چنین برمی‌آید که میل، کوشش داشته است که دید خود از «حالت ایست» را با خواسته‌های فردگرایانه و اشتراکی آشتی دهد و به این ترتیب، مسئله خاص فایده‌مندی در پیشرفت صنعت، ابداع و تجارت را که از سالیان پیش دنبال می‌شده مطرح کرده و کمابیش تعالیم مکتب کلاسیک انگلیس را ترازبندی کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 8:3  توسط مرتضی نعیمی   | 

نرخ بیکاری در ایران

 معضل بیکاری

در سال ۲۰۰۵ میلادی (۱۳۸۴ خورشیدی) نشريه تحقيقات اقتصادی خاورميانه (ميس) در يك گزارش کامل تحليلی از معضل بيكاری در ايران نوشت: «بحران بیکاری ۴۰ درصدی در ایران که ۲۸ میلیون را شامل می‌شود، جمعیت کل کشور را به طور نسبی دچار فقر اقتصادی کرده است.»

در همین سال دولت ایران اعلام کرده است که نرخ بیکاری در کشور حدود ۱۲ درصد است که این آمار در نظر برخی آگاهان غیرواقعی می‌نماید. [2]

برخي کارشناسان انتقادهايي به شيوه هاي آمارگيري بيکاران در ايران و نتايج آن وارد مي کنند، ولي همه بر يک نقطه اتفاق نظر دارند که بيکاري يکي از معضلات اصلي اقتصاد ايران است. جمعيت ايران در 28 سال گذشته تقريبا دو برابر شده و اکثر کساني که در سالهاي بعد از انقلاب 1979 متولد شده اند به سرعت به جمع متقاضيان کار مي پيوندند.

بر اساس آمار رسمي، تعداد بيکاران ايران بين سه تا سه و نيم ميليون نفر است اما کارشناسان آمار بيکاران را بيشتر از چهار ميليون نفر برآورد مي کنند. هر ساله دست کم حدود هشتصد هزار نفر وارد بازار کار ايران مي شوند و ايران توان کافي براي پاسخگويي به اين حجم از متقاضيان کار را ندارد.

دولت در دو سال گذشته حجم زيادي از منابع بانکي را به سمت بنگاه هاي زودبازده هدايت کرده بلکه بتواند از فشار بيکاران بکاهد اما برآوردهاي رسمي نشان مي دهد که تلاش دولت تاثير چنداني بر کاهش نرخ بيکاري نداشته است.

کارشناسان اقتصادي بر اين باورند که ايران براي اين که بتواند بيکاري را کنترل و نرخ آن را کاهش دهد بايد سالانه بيشتر از يک ميليون شغل ايجاد کند در حالي که در طول سال هاي اخير به طور متوسط نتوانسته براي بيشتر از 550 هزار نفر شغل ايجاد کند.

کارشناسان اقتصادي بر اين باورند که ايران براي غلبه بر مشکل بيکاري، نيازمند رشد اقتصادي بالاي هفت درصد است اما در طول چند سال گذشته متوسط رشد اقتصادي در حد پنج درصد بوده است.

کارشناسان اقتصادي بر اين باورند که بخشي از رشد اقتصادي چند سال اخير حاصل افزايش درآمدهاي بالاي نفتي بوده است در حالي که دولت بدون سرمايه گذاري کافي نمي تواند به رشدي قابل اتکا دست يابد تا با آن شعار افزايش فرصت هاي شغلي را تحقق بخشد.


 نرخ بیکاری در استان های مختلف ایران

فهرست زیر شامل استان های مختلف کشور ایران است که در آن به درصد بیکاری افراد جویای کار طبق آخرین آمارگیری‌ها اشاره شده است.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 7:58  توسط مرتضی نعیمی   | 

نرخ تورم در ایران

 تورم از دیدگاه تقاضا

به استناد ارقام مندرج در جداول کتاب خلاصه تحولات اقتصادی کشور – بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران متوسط رشد نقدینگی در طی اجرای برنامه سوم توسعه(۸۲-۱۳۷۹) معادل ۶/۲۸ درصد بوده است که بالاتر از متوسط نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) معادل ۶/۵ درصد بود و همین امر باعث عدم تعادل بین تقاضا و عرضه شده و در نتیجه منجر به افزایش سطح عمومی قیمت‌های گردیده است.

افزایش نقدینگی عمدتاً در واکنش به افزایش پایه پولی بوده و افزایش پایه پولی نیز ناشی از افزایش دارائیهای خارجی و بدهی دولت به بانک مرکزی بوده است. عدم تعادل بین درآمدها و هزینه‌ها دولت از دیگر عوامل تورم از نظر تقاضا می باشد.

 تورم از دیدگاه عرضه

تولیدات داخلی: با اجرای سیاستهای کنترلی در سال ۱۳۷۴ و برقراری ثبات نسبی در بازار، اقتصاد کشور با افزایش تولید ناخالصی داخلی و زیر بخش‌های آن (صنعت و معدن، کشاورزی، نفت و خدمات) مواجه گردید.

طی سالهای ۷۸-۱۳۷۶ تولید تحت تأثیر کاهش شدید درآمدهای ارزی کاهش یافت. در طی سالهای۸۲-۱۳۷۹ تولید از رشد قابل ملاحظه‌ای تحت تأثیر افزایش درآمدهای ارزی قرار گرفت (کتاب خلاصه تحولات اقتصادی کشور –بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران) و این امر افزایش عرضه و کاهش تورم را به دنبال داشته است.

واردات: وابستگی به مواد و قطعات منفصله وارداتی از نارسائیهای مربوط به عرضه در بخش صنعت و معدن بوده است، لذا بر این اساس تراز ارزی بخش صنعت و معدن منفی بوده و متکی به ارز حاصل از فروش نفت می باشد، این نارسایی بخش صنعت و معدن را شدیداً در برابر نوسانات قیمت و فروش نفت آسیب پذیر می کند.

وجود ظرفیت خالی در بخش تولید، باعث افزایش هزینه‌های سربار شده و در نتیجه افزایش هزینه تمام شده تولیدات صنعتی و معدنی میگردد. ضعف‌های ساختاری که منجر به محدودیت عرضه در بخش تولید می گردد بقرار زیر است:

انتظارات تورمی

اگر مردم بر اساس تجربیات گذشته خود و یا بر مبنای مشاهدات بازار پیش بینی کنند که درآینده نزدیک قیمت‌ها رو به افزایش خواهد بود، میزان هزینه و خرید های خود را افزایش می دهند. از طرف دیگر تولید کنندگان و فروشندگان از فروش و عرضه کالاها خود به امید افزایش قیمت در آینده خودداری می کنند، بدیهی است در این صورت با این سیاست، عرضه و تقاضا اثر مستقیم بر قیمت‌ها خواهد داشت و موجب افزایش تورم می گردد.

 تورم از دیدگاه ساختاری

یکی از علل ریشه‌ای تورم، رشد نا متعادل بخش‌های اقتصادی کشور است (ازجمله ساختمان سازی و …) بطوریکه توسعه سریع یک بخش و تحولات ناشی از آن موجب پیدایش عدم تعادل و ناهماهنگی بین سایر بخش‌های دیگر اقتصادی می‌گردد، با توجه به سایر علت‌های ریشه‌ای از جمله: کسر بودجه دولت، عدم تعامل بین بخش‌های مختلف اقتصادی، وابستگی بخش تولید به درآمدهای نفتی، نارسایی در سیستم حمل و نقل کشور، مشکلات ارزی و… موارد فوق باعث رشد سطح عمومی قیمتها شده که در نهایت منجر به افزایش تورم میگردد.

 پس انداز و تورم

رابطه بین پس انداز و نرخ تورم به دو شکل زیر می باشد.

  • الف) اگر نرخ تورم بالا باشد، آثار نامطلوبی بر ثبات اقتصادی کلان کشور و به ویژه نرخ تسهیلات داشته و منجر به کاهش نرخ پس انداز می‌گردد.
  • ب) نرخ پس انداز پائین به ویژه کاهش در پس انداز دولت، باعث افزایش نرخ تورم می‌گردد.

با کاهش نرخ رشد اقتصادی و به دنبال آن افزایش نرخ تورم در سالهای (۷۸-۱۳۷۰) (کتاب خلاصه تحولات اقتصادی کشور –بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران) نرخ پس انداز کاهش یافته است. عدم ثبات قیمتها در تمام این سالها و سالهای بعد، همواره اثر نامطلوبی بر ثبات اقتصادی کلان کشور و انتظارات مردم نسبت به آینده داشته است که در نتیجه این شرایط منجر به کاهش نرخ پس انداز شده است، حتی در بعضی از سالها نرخ رشد پس انداز منفی بوده و دلیل عمده آن افزایش هزینه‌های استهلاک ناشی از افزایش نرخ ارز و نرخ بالای فرسودگی ماشین آلات سرمایه‌ای می باشد، دیگر آثار مهم کاهش پس انداز بر سطح سرمایه گذاری است که موجبات افزایش تقاضا و بالطبع افزایش سطح عمومی قیمتها شده است.

 نرخ ارز و تورم

اثر تغییرات نرخ ارز برسطح قیمتها و تورم متأثر از سیاستهای اقتصادی کلان کشور است. اگر افزایش نرخ ارز توأم با اجرای سیاستهای انبساطی مالی و پولی باشد، موجب تشدید و فشار تورم خواهد شد و چنانچه افزایش نرخ ارز با اجرای سیاستهای انقباضی مالی و پولی همراه باشد، آثار قابل ملاحظه ای بر تورم و نیز بر سطح عمومی قیمتها نخواهد داشت. اما اعمال سیاست یکسان سازی هم بر تورم و هم بر سطح عمومی قیمتها تأثیر گذار است .

 نرخ سود تسهیلات و تورم

دغدغه های بانکها به‌عنوان یک بنگاه اقتصادی عمدتاً معطوف به تسهیل سود از طریق واسطه گری مالی و انجام خدمات مالی واگذار شده می باشد. بانکها برای رسیدن به سود مورد انتظار خود و جبران سود تعهد شده در قبال سپرده گذاران (کوتاه مدت و بلند مدت) پرداخت غیر متعارف سود بین ۷-۱۸ درصد و اخذ سود تسهیلات از بخش‌های مختلف اقتصادی را بین ۵/۱۳-۲۱ درصد اعمال می نمایند. در صورتیکه پرداخت چنین سود سپرده ای، در هیچیک ازکشورهای در حال توسعه یا صنعتی شده (کره جنوبی،چین،سنگاپور،تایلند،تایوان، مالزی و …) و یا کشورهای توسعه یافته صنعتی (امریکا،ژاپن،آلمان،فرانسه،انگلیسو …) مشاهده نمی‌شود. حداکثر سود سپرده گذاران در کشورهای مذکور (۴ تا ۹/۱-) درصد می باشد.

با این سیاست کشورهای فوق تلاش دارنده تا نقدینگی موجود در کشور را بسوی سرمایه گذاریهای تولید سوق دهند. در ایران بالا بودن نرخ سود تسهیلات و تورم، سبب شده است تا تولید کنندگان در بازارهای جهانی از قدرت رقابتی کمتری نسبت به رقبای خارجی خود برخوردار باشند. سپرده گذاری در ایران بدلیل ریسک کم و سود تضمین شده و استفاده از معافیت مالیاتی نمی‌تواند تابعی از نرخ تورم باشد. در شرایط کنونی سپرده گذاران تقاضای افزایش نرخ سود را دارند، تا با محاسبه نرخ تورم سود بیشتری را نصیب خود نمایند. از طرفی نیز تولید کنندگان نیز انتظار دارند تا نرخ سود تسهیلات از سوی بانکها کاهش داده شود تا هزینه‌های تولید کاهش یابد.یکی ازمسائل مهم غیر منطقی،(تعیین دستوری) نرخ سود تسهیلات و سپرده گذاری و همچنین سقف اعتبارات می باشد. بدین ترتیب که شورای پول و اعتبار بدون توجه به عرضه و تقاضای بازار پول با در نظر گرفتن شاخصهای کلان اقتصادی نظیر تورم، به اعتقاد خود با دیدگاه حمایت از بخش‌های تولید، نرخ سود تسهیلات را تعیین می نمایند. در حالیکه کاهش نرخ بهره بانکی میتواند به کاهش هزینه‌های تولید و در نتیجه کاهش تورم منجر شود اما این سیاست را شورای پول و اعتبار اعمال نمی نماید. پس انتظار بخش‌های مختلف تولید کشور در کاهش منطقی نرخ سود تسهیلات (یک رقمی) و حداقل متعارف با نرخ لایبر (Liber) برابر ۶ درصد می باشد.

ایجاد ثبات و آرامش در کشور و تورم

هدایت نقدینگی به سوی سرمایه گذاری از طریق سیستم بانکی کشور، باعث رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال مولد خواهد شد. حرکت اقتصادی کشور طی سالهای گذشته بر خلاف شرایط فوق الذکر بوده است. بیشتر تسهیلات اعتباری در بخش غیر مولد و به بخش‌های ساختمانی، خدماتی و بازرگانی تزریق شده است. بنابراین جهت فراهم نمودن بستر مناسب برای سرمایه گذاری در کشور و ایجاد ثبات و آرامش تزریق نقدینگی مهم‌ترین شرط لازم جهت توسعه صنعتی شدن می باشد. در چنین شرایطی بدلیل ریسک در بخش تولید و تداوم فعالیتهای مولد، برخی از دارندگان نقدینگی حاضر به تخصیص منابع خود در بخش تولیدی خواهند بود. لذا چنانچه شرایط به گونه‌ای آماده شود که سود آوری فعالیتهای غیر مولد در کشور کمتر از بخش مولد (تولید) باشد، آنگاه میتوان امیدوار بود که نقدینگی جامعه در بالاترین سطح ممکن به سمت تولید جهت دهی شده است و سبب کاهش شدید تورم می‌شود.


 نتیجه گیری

افزایش سریع سطح قیمتها همراه با نرخ بالا رشد نقدینگی طی چند سال اخیر، تورم را به یکی از عمده ترین معضل اقتصادی کشور تبدیل کرده است.

تورم ناشی از عامل بنیادی آن مثل کسریهای مالی(کسر بودجه)و استقراض دولت و افزایش دارائیهای خارجی ناشی از افزایش سطح قیمتها و قیمت انرژی (سوخت، بنزین، برق و …)، بهر حال مهم‌ترین عوامل بروز تورم در ایران را میتوان به شرح زیر بر شمرد:

۱. تامین کسر بودجه، از طریق استقراض دولت از بانک مرکزی و به تبع آن افزایش نقدینگی، که موجبات افزایش بی سابقه در تقاضای کل و گسترش تعمیق فشارهای تورمی را فراهم می آورد.
۲. عوامل ساختاری ناشی از عدم هماهنگیهای بخشی، تنگناهای زیرساختی و چسبندگی عرضه در بخش‌های کلیدی مانند صنعت و کشاورزی که باعث کشش ناپذیری عرضه در این بخش‌ها گردیده است،بطوریکه که شرایط رشد سریع تقاضا امکان افزایش متناسب وهم‌زمان عرضه وجود ندارد در نتیجه منجر به تورم میشود.
۳. افزایش قیمت حاملهای انرژی(برق - سوخت و …)
۴. حذف یارانه های صنعتی و صنفی پس از اجرای سیاستهای تعدیل
۵. عدم ثبات اقتصادی و افزایش ریسک مربوط به فعالیتهای مولد اقتصادی
۶. ضعف مدیریت به ویژه مدیریت ارز و کاهش ارزش پول

در سال ۲۰۰۳ کشورهای زیمباوه و آنگولا بالاترین نرخ تورم را تجربه کرده‌اند و نرخ تورم در هر کدام از این کشورها به ترتیب ۴۳۱ و ۹۸ درصد بوده است، نرخ تورم این ۱۳ کشور از نرخ تورم ایران بیشتر می باشدو کشورهای مالدیو، هنگ کنک و لیبی کمترین نرخ تورم رادر جهان داشته اندو نرخ تورم در این سه کشور ۸/۲- و ۱/۲- و ۲-درصد بوده است .

تنها راه مهار تورم در اتخاذ صحیح سیاستهای پولی و مالی کشور است به همین دلیل در بسیاری از کشورها مانند کره جنوبی، مکزیک، نیوزیلند و انگلستان که بااعمال سیاستهای اصولی موفق به کاهش تورم به حدود۲ الی ۳ درصد شدند، دلیل عمده آن تعامل این کشورها بین بانک مرکزی با دولت برای کنترل تورم بوده است،که این امر برای دولتمردان سیستم پولی و اقتصادی ما باید مایه عبرت باشد، در نهایت با توجه به دیدگاههای کارشناسی مشاوران کمیسیون اقتصادی مجلس از جمله راهکارهای کاهش نرخ تورم به عناوین زیر اشاره می‌کند:

  • انضباط مالی از طریق کاهش هزینه های دولت و ایجاد توازن در بودجه کشور
  • حمایت از تولید
  • وفاداری به اهداف ایجاد صندوق حساب ذخیره ارزی و احتراز از بکارگیری این منابع برای تأمین کسر بودجه و اعطای تسهیلات ارزی به بخش‌های فاقد ارز آوری در کشور
  • خنثی کردن اثر انبساط پولی از طریق انتشار اوراق مشارکت توسط بانک مرکزی
  • تقویت فرآیند خصوصی سازی
  • کاهش سقف تسهیلات اعطایی به بخش دولتی
  • تجدید نظر در نرخ ارز


+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 7:55  توسط مرتضی نعیمی   | 

استقلال اقتصادی از دیدگاه قانون اساسی ایران

اصل چهل و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصلی‌است که به بررسی استقلال اقتصادی می‌پردازد. در ابتدای این اصل چنین آمده است:

«هدف عالی جمهوری اسلامی ایران، تحقق استقلال اقتصادی،رفع فقر و برآوردن نیازهای در حال رشد انسان‌هاست. اقتصاد جمهوری اسلامی ایران، بر اساس ضوابط زیر استوار است:...»

بدین ترتیب، یکی از اهداف عالی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تحقق استقلال اقتصادی و برآوردن نیازهای در حال رشد انسان‌هایی است که در جامعه اسلامی زندگی می‌کنند. هدف،پاسخگویی به نیازهای انسان با حفظ آزادگی او قرار داده شده است.از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران، کسب استقلال اقتصادی یک وظیفه انقلابی است که به مبارزه احتیاج دارد.

بند اول از اصل چهل و سوم در مورد رفع نیازهای حیاتی مادی و معنوی مردم چنین می‌گوید:

  • بند اول: تأمین نیازهای اساسی شامل مسکن،خوراک،پوشاک،بهداشت،درمان،آموزش و پرورش،امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه

دومین ضابطه،ایجاد امکان کار برای همه به منظور رسیدن به مرحله اشتعال کامل در جامعه در چهارچوب برنامه‌ریزی عمومی اقتصاد کشور است. این مطلب در بند دوم اصل چهل و سوم قانون اساسی به شرح زیر آمده است:

  • بند دوم: تأمین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند، در شکل تعاونی از راه وام بدون بهره یا هر راه مشروع دیگر که نه به تمرکز ثروت در دست افراد و گروه‌های خاص منتهی شود و نه دولت را به صورت کارفرمای بزرگ مطلق درآورد. این اقدام باید با رعایت ضرورت‌های حاکم بر برنامه‌ریزی عمومی اقتصادی کشور در هر یک از مراحل رشد و توسعه انجام گیرد.

در بندهای سوم و چهل اصل و سوم قانون اساسی،بر شرایط اشتغال و این مسئله که کار و ساعت کار نباید مانع اعتلای شخیصت، تفکر و مهارت انسان باشد و نیز بر انتخاب آزاد شغل و از بین بردن بهره‌کشی و استثمار از کار دیگری تأکید شده است:

  • بند سوم: تنظیم برنامه اقتصادی کشور به صورتی که شکل و محتوا و ساعات کار چنان باشد که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی،فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی،سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در رهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار را داشته باشد.
  • بند چهارم: رعایت آزادی انتخاب شغل و عدم اجبار افراد به کاری معین خلاف تمایل آنها، و جلوگیری از بهره‌کشی از کار دیگری.

قانون اساسی با هر گونه اضرار به دیگری،انحصار،احتکار،ربا و اسراف و تبذیر در مواردی چون مصرف،سرمایه‌گذاری،تولید،توزیع و خدمات مخالف است؛ که این معنا از بندهای پنجم و ششم استباط می‌شود.

  • بند پنجم: منع اضرار به غیر و انحصار و احتکار و ربا و دیگر معاملات باطل و حرام
  • بند ششم: منع اسراف و تبذیر در همه شئون مربوط به اقتصاد،اعم از مصرف،سرمایه‌گذاری تولید،توزیع و خدمات

بند هفتم بر استفاده از علوم و فنون و تربیت افراد متخصص که از ضروریات توسعه اقتصادی در روند استقلال اقتصادی‌است تأکید دارد.

  • بند هفتم:استفاده از علوم و فنون و تربیت افراد ماهر به نسبت احتیاج برای توسعه و پیشرفت اقتصادی کشور
  • بند هشتم: جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد کشور

بند نهم از اصل چهل و سوم قانون اساسی ایران به وابسته بودن اقتصاد ایران اشاره می‌کند و تأکید دارد که اقتصاد ایران باید به مرحله خودبسندگی و استقلال برسد و از وابستگی رهایی یابد. راه‌حل قانون اساسی در این مورد،افزایش تولیدات کشاورزی،دامی و صنعتی مطابق با نیازهای عمومی است.

  • بند نهم: افزایش تولیدات کشاورزی،دامی و صنعتی که نیازهای عمومی را تأمین کند و کشور را به مرحله خودکفایی برساند و از وابستگی اقتصادی برهاند.

علاوه بر این اصل، در برخی دیگر از اصول قانونی اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به مسأله استقلال اقتصادی اشاره شده است. از دیدگاه قانون اساسی، کشور می‌تواند دارای استقلال اقتصادی باشد و در عین حال با جهان خارج روابط تجاری داشته باشد و برای افزایش میزان رفاه افراد جامعه به این روابط نیازمند باشد،اما برای رفع نیازهای اساسی خود به خارج وابستگی ندارد و به اصطلاج متکی به خود است؛ بنابراین چنان‌چه از اصول مربوط به روابط خارجی استباط می‌شود نیاز داشتن به کشورهای خارجی نمی‌تواند دلیل عدم استقلال اقتصادی باشد. با توجه به این که منابع در دسترس و نیازهای جامعه از نظر کیفیت و کمیت و سطح علوم و فنون پیوسته در حال تغییر است؛ توجه به استقلال اقتصادی در بلندمدت بیش از استقلال اقتصادی در کوتاه‌مدت مورد توجه است. تفسیر دیگر از این اصل این است که فراهم کردن استقلال اقتصادی به معنی تأثیر نپذیرفتن از نوسان‌ها و بحران‌های اقتصادی است؛ در حالی که این اعتقاد نیز وجود داشته است که تأثیرپذیری از نوسانات اقتصادی بین‌المللی علامت مثبت و مطلوبی است. در ایران، تک‌محصولی بودن و اتکا به درآمدهای ناشی از استخراج و صدور نفت، می‌تواند به کاهش استقلال اقتصادی تعبیر شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 10:14  توسط مرتضی نعیمی   | 

پیشینه حسابداری

حسابداری دانشگاهی با بیش از پانصد سال سابقه و با نام لوکا پاسیولی (۱۴۹۵ میلادی) آغاز شده است. لوکا پاسیولی تحصیلات خود را در وِنیس و رُم گذراند و در دهه ۱۴۷۰ راهب صومعه ای شد که از فرقه فرانسیس بود. تا سال ۱۴۹۷ معلم خصوصی پروازی ریاضیات بود، که در آن سال دعوت نامه ای از لودُویکو اِسفُرتسا دریافت نمود تا در میلان مشغول به کار شود. او در آنجا با لئوناردو داوینچی کار و زندگی می کرد و به او ریاضیات یاد می داد. در ۱۴۹۹، پاسیولی و لئوناردو مجبور شدند تا از میلان فرار کنند که لوئی دوازدهم از فرانسه شهر را به تصرّف خود در آورده و حامیان آنها را از آنجا بیرون کرد. بعد از آن، پاسیولی و لئوناردو خیلی اوقات با همدیگر سفر می کردند. به محض برگشت به میهن، پاسیولی به علت سالخوردگی در سال ۱۵۱۷ فوت کرد.

پاسیولی چندین کتاب در زمینه ریاضیات منتشر کرد که شامل اثر زیر می باشد:

Summa de arithmetica, geometrica, proportioni et proportionalita Venice 1494

تلفیق دانش ریاضی زمان خود، همچنین جالب توجه می باشد که شامل اولین شرح منتشر شده درباره روش نگهداری از حسابها و دفاتر می باشد که تجّار وِنیزی در طول رنسانس ایتالیا بکار می بردند،‌ که به سیستم حسابداری دفترداری مضاعف معروف بود. اگرچه پاسیولی این سیستم را تدوین کرد نه اینکه آنرا اختراع کرده باشد، ولی بعنوان «پدر علم حسابداری» مورد توجه واقع شد. سیستمی که او منتشر کرد شامل اغلب چرخه های حسابداری بود که ما امروز آنها را می شناسیم. او استفاده از روزنامه ها و دفتر کل را شرح داد، و تذکر داد که یک فرد نباید به رختخواب برود مگر اینکه بدهی با بستانکاری برابر باشد! دفتر کل او حسابهایی برای موجودی (که شامل وجوه دریافتی و موجودی کالا بود)، تعهّد بانکی، سرمایه، درآمد، و مخارج داشت- انواع حساب که در بیلان کار و صورتحساب درآمد یک سازمان بترتیب گزارش می شود. او ثبت نهایی آخر سال را نشان داد و پیشنهاد کرد که یک تراز آزمایشی برای تأیید دفتر کل متعادل بکار گرفته شود. همچنین،‌ رساله او دامنه وسیعی از موضوعات مرتبط را،‌ از اخلاقیات حسابداری گرفته تا حسابداری هزینه،‌ شامل می شود.

از مهم‌ترین تغییرات حسابداری در طول پانصد سال گذشته تغییر ماهیت نظری آن است. حسابداری دانشگاهی در چهارصد سال اول عمر خود عمدتاً رویکردی تکنیکی و فنی داشته است. در اوایل سده بیستم اولین مباحث نظری در حوزه حسابداری مطرح و وجه علمی بودن آن به مذاق بحث گذاشته می‌شود. در طول دهه‌های آغازین سده بیستم مباحث نظری و فلسفی جدی در خصوص تعلق حسابداری به یکی از حوزه‌های معرفت بشری رواج داشته است. این مجادلات در طرح تخصیص حسابداری به یکی از حوزه‌های علم یا فن یا هنر به اوج خود میرسد. در اواسط سده بیستم و با احاطه مکتب مثبت‌گرایی (پازیتیویسم) بر فضای دانشگاهی جهان، نظریه‌های حسابداری مثبت‌گرایانه به ظهور میرسد. ضعفهای بنیادین نظریه‌های مثبت‌گرایانه در ظرف کمتر از ربع قرن آشکار می‌شود و حسابداری به تبع سایر محافل علمی وارد دنیای جدید جُستارهای فلسفی و نظری می‌شود. طرح حسابداری انتقادی یا امثال آن نشانه این تحول نظری در حسابداری است

 تعریف حسابداری

[حسابداری] عبارت است از فن ثبت، طبقه بندی و تلخیص رویدادهای مالی و ارایه آن در قالب صورت های مالی به استفاده کنندگان درون سازمانی و برون سازمانی.

 مراحل حسابداری

به طوری که از تعریف فن حسابداری بر می آید این فن دارای 4 مرحله میباشد: 1.ثبت فعالیتهای مالی 2.طبقه بندی اقلام ثبت شده 3.تلخیص اقلام 4.تفسیر نتایج حاصله از بررسی اقلام خلاصه شده

 حسابداری در ایران

حسابداری در ایران در حوزهٔ نظری تحت تأثیر جریانات پازیتیویسم رشد کمّی زیادی کرده است و پایه گذاری تحصیلات تکمیلی با این نگاه به حسابداری صورت گرفته و توسعه یافته است. با این وصف تعریفی از حسابداری در ایران غالب است که مضمون و محتوای آن صرف نظر از چینش یا تفاوت ظاهری الفاظ آن برای همه دانش آموختگان حسابداری ایران شناخته شده است. بر اساس این تعریف: حسابداری عبارت است از فرآیند شناسایی، جمع آوری، ثبت، طبقه بندی، تلخیص، گزارشگری، و تحلیل رویدادهای مالی یک شخصیت اقتصادی در یک دوره مالی معین بر اساس واحد پول ملی. این تعریف ترجمهٔ کاملی است از تعاریف مختلفی که از حسابداری در عصر پازیتیویسم یعنی دهه‌های ۴۰ الی ۶۰ سده پیشین در دنیا رواج داشته است.

شادروان سجادی نژاد و همچنین شادروان عرفانی و دکتر عزیز نبوی از بنیانگذاران حرفه حسابداری در ایران بشمار میروندکه با تاسیس مدرسه عالی حسابداری شرکت ملی نفت و موسسه عالی حسابداری توانستند بیش از ۶۰۰۰ دانش آموخته رشته های حسابداری و حسابداری دولتی و حسابرسی پرورش دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 10:3  توسط مرتضی نعیمی   | 

حسابداری موسسات خدماتی

بنگاه اقتصادي:

درعلم اقتصاد، عوامل اقتصادي مختلفي در اختيار افراد يا گروه هايي قرار دارد كه با تركيب اين عوامل به توليد كالا يا انجام خدمات مي پردازند. اين افراد يا گروهها را بنگاه اقتصادي مي نامند.

رويدادهاي اقتصادي يا مالي:

وقايعي هستند كه با خريد، توليد، توزيع و فروش و ارائه خدمات با فعاليت هايي مانند وام گرفتن و وام دادن سر و كار دارند.

تعريف حسابداري:

عبارت است از: شناسائي، اندازه گيري، ثبت و گزارش اطلاعات اقتصادي براي استفاده كنندگان به گونه اي كه امكان قضاوت و تصميم گيري آگاهانه براي آنها فراهم شود.

اطلاعات حسابداري:

خلاصه اطلاعات مربوط به رويدادهاي مالي مؤثر بر يك واحد اقتصادي خاص مي باشد.

شخصيت حسابداري:

واحد اقتصادي مشخص و جداگانه اي است كه اطلاعات و گزارشهاي حسابداري فقط در مورد آن تهيه مي شود.

  (( رابطه اطلاعات حسابداري و تصميم گيري))

 

 

انواع واحدهاي اقتصادي:

مؤسسات جدا و مستقلي هستند كه با تركيب عوامل مختلف اقتصادي منافع مالكين خود را دنبال مي كنند. از لحاظ مالكيت، شكل حقوقي و نوع فعاليت به شكل زير طبقه بندي مي شوند.

واحدهاي اقتصادي از نظر مالكيت به سه نوع تقسيم مي شوند:

۱- واحدهاي عمومي: به طور مستقيم يا غير مستقيم در مالكيت دولت يا ساير نهادهاي عمومي قرار دارند. سازمان تأمين اجتماعي نمونه اي از اين واحدها مي باشد.

۲- واحدهاي تعاوني: به منظور رفع نيازمندي هاي مشترك و بهبود وضع اقتصادي و اجتماعي اعضاي آن از طريق خريداري، كمك و همكاري متقابل تشكيل شده و در مالكيت اعضا قرار دارند. مانند شركتهاي تعاوني.

۳- واحدهاي خصوصي: اين واحدها به يك يا چند نفر تعلق دارند و متعلق به بخش عمومي نيستند. مانند فروشگاهها.

واحدهاي اقتصادي از نظر هدف فعاليت به دو دسته تقسيم مي شوند:

۱- واحدهاي انتفاعي: هر واحد اقتصادي كه با هدف سود و منفعت مادي تشكيل شود واحد انتفاعي نام دارد.

انتفاعي: هر واحدي را كه هدف از تشكيل آن كسب منفعت مادي براي مالكان آن نباشد واحد غير انتفاعي گويند.

واحدهاي اقتصادي از نظر نوع فعاليت به سه دسته تقسيم مي شوند:

۱- واحدهاي خدماتي: واحدهايي هستند كه خدماتي به مشتريان ارائه مي كنند و معمولاً در قبال ارائه خدمات منفعت كسب مي كنند. مانند بانكها و هتلها.

۲- واحدهاي بازرگاني: به خريد و فروش مواد خام، فرآورده ها و كالاها اشتغال دارند. مانند فروشگاهها.

۳- واحدهاي توليدي: با استفاده از عوامل توليد به ساخت كالاهاي اقتصادي مي پردازند.

واحدهاي اقتصادي از نظر تعداد مالك به دو دسته تقسيم مي شوند:

۱- واحدهاي انفرادي: مالكيت آنها به يك نفر تعلق دارد؛ مانند فروشگاهها، مغازه ها.

۲- واحدهاي غير انفرادي: افراد، سرمايه هاي كوچك خود را با يكديگر جمع مي كنند و واحدهاي بزرگتري را تشكيل مي دهند. مانند شركتها.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 10:58  توسط مرتضی نعیمی   |